تبلیغات
آزاد - زنجیر عشق
 
یکشنبه 7 آبان 1391 :: نویسنده : ائلشن

یک روز بعد از ظهر وقتی که با ماشین پونتیاکش می­کوبید که بره خونه، زن مسنی دید که اونو متوقف کرد. ماشین مرسدسش پنچر بود. او می توانست ببینه که اون زن ترسیده و بیرون توی برفها ایستاده تا اینکه بهش گفت: "خانم من اومدم که کمکتون کنم در ضمن من جو هستم."

زن گفت: "من از سن لوئیز میام، و فقط از اینجا رد می شدم. بایستی صدتا ماشین دیده باشم که از کنارم رد شدن و این واقعاً لطف شما بود."


وقتی که او لاستیک رو عوض کرد و درب صندوق عقب رو بست و آماده شد که بره، زن پرسید: "من چقدر باید بپردازم؟" و او به زن چنین گفت: "شما هیچ بدهی به من ندارید. من هم در این چنین شرایطی بوده ام. و روزی یکنفر هم به من کمک کرد. همونطور که من به شما کمک کردم. اگر تو واقعاً می خواهی که بدهیت رو به من بپردازی باید این کار رو بکنی. نگذار زنجیر عشق به تو ختم بشه!"

چند مایل جلوتر زن کافه کوچکی رو دید و رفت تو تا چیزی بخوره و بعد راهشو ادامه بده ولی نتونست بی توجه از لبخند شیرین زن پیشخدمتی بگذره که می بایست هشت ماهه باردار باشه و از خستگی روی پا بند نبود.

او داستان زندگی پیشخدمت رو نمی­دانست و احتمالا هیچ گاه هم نخواهد فهمید.

وقتی که پیشخدمت رفت تا بقیه صد دلار شو بیاره زن از در بیرون رفته بود در حالیکه بر روی دستمال سفره این یادداشت رو باقی گذاشت.

اشک در چشمان پیشخدمت جمع شده بود وقتی که نوشته زن رو می خوند: "شما هیچ بدهی به من ندارید. من هم در این چنین شرایطی بوده ام. و روزی یکنفر هم به من کمک کرد همونطور که من به شما کمک کردم. اگر تو واقعاً می­خواهی که بدهیت رو به من بپردازی باید این کار رو بکنی. نگذار زنجیر عشق به تو ختم بشه!"

اونشب وقتی که زن پیشخدمت از سرکار به خونه رفت به تختخواب رفت. در حالیکه به اون پول و یادداشت زن فکر می­کرد.

وقتی که شوهرش دراز کشید تا بخوابه به آرومی و نرمی به گوشش گفت:

"همه چیز داره درست میشه ، دوستت دارم جو"






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 16 تیر 1396 06:19 ب.ظ
We are a group of volunteers and starting a new scheme in our community.
Your website provided us with useful information to work on. You have
done an impressive activity and our whole group can be thankful to you.
سه شنبه 26 اردیبهشت 1396 05:50 ق.ظ
بسیار چلیپا از خود نوشتن در حالی
که ظاهر شدن مناسب در آغاز آیا واقعا نشستن
بسیار خوب با من پس از برخی از زمان.
جایی در سراسر جملات شما قادر به من
مؤمن متاسفانه تنها برای while. من این مشکل خود را با فراز در مفروضات و شما خواهد را سادگی به پر کسانی که معافیت.
در صورتی که شما در واقع که می توانید
انجام من می مطمئنا تا پایان تحت تاثیر قرار داد.
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 08:09 ق.ظ
Now I am ready to do my breakfast, when having my breakfast coming yet again to read other news.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آزاد
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : ائلشن
نویسندگان
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
----------------

ساخت فلش مدیا پلیر
----------------------

Html Kodları
----------------

--------------------------
Günlük Burç
---------------- -------------------