پنجشنبه 13 مهر 1391 :: نویسنده : ائلشن
پنجره ای رو به زیبایی....!!!!



در بیمارستانی دو مرد بیمار در یک اتاق بستری بودند. یکی از بیماران اجازه داشت که هر روز بعد از ظهر یک ساعت روی تختش بنشیند. تخت او در کنار تنها پنجره ی اتاق بود. اما بیمار دیگر مجبور بود هیچ تکانی نخورد. و همیشه پشت به هم اتاقیش روی تخت بخوابد. آنها ساعت ها با یکدیگر صحبت می کردند. از همسر ... خانواده و ...

هر روز بعد از ظهر بیماری که تختش کنار پنجره بود می نشست و تمام چیزهایی که بیرون پنجره می دید برای هم اتاقیش توصیف می کرد. بیمار دیگر در مدت این یک ساعت با شنیدن حال و هوای دنیای بیرون جانی تازه می گرفت.

این پنجره رو به یک پارک بود که دریاچه ی زیبایی داشت. مرغابیها و قوها در دریاچه شنا می کردند و کودکان با قایق های تفریحی شان در آب سرگرم بودند. درختان کهن به منظره ی بیرون زیبایی خاصی بخشیده بود و تصویری زیبا از شهر در افق دوردست دیده می شد. همان طور که مرد در کنار پنجره این جزییات را توصیف می کرد هم اتاقیش چشمانش را می بست و این مناظر را در ذهن خود مجسم می کرد.

روزها و هفته ها سپری شد.

یک روز صبح ... پرستاری که برای شستشوی آنها آب می آورد جسم بی جان مرد را کنار پنجره دید که در خواب و با آرامش از دنیا رفته بود. پرستار بسیار ناراحت شد و از مستخدمان بیمارستان خواست که آن مرد را از اتاق خارج کنند. مرد دیگر خواهش کرد که تختش را به کنار پنجره منتقل کنند. پرستار این کار را با رضایت انجام داد و پس از اطمینان از راحتی مرد اتاق را ترک کرد.  

آن مرد به آرامی و با درد بسیار ... خود را به سمت پنجره کشاند تا اولین نگاهش را به دنیای بیرون از پنجره بیندازد. بالاخره او می توانست این دنیا را با چشمان خودش ببیند.

در عین ناباوری او با یک دیوار مواجه شد.  مرد پرستار را صدا زد و با حیرت پرسید که چه چیزی هم اتاقیش را وادار می کرده چنین مناظر دل انگیزی برای او توصیف کند؟ پرستار پاسخ داد: "شاید او می خواسته به تو قوت قلب بدهد. آن مرد اصلا نابینا بود و حتی نمی توانست دیوار را ببیند."








نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 13 مهر 1391 :: نویسنده : ائلشن

موشی در خانه صاحب مزرعه تله موش دید !
به مرغ و گوسفند و گاو خبر داد .
همه گفتند : تله موش مشکل توست به ما ربطی ندارد !
ماری در تله افتاد و زن مزرعه دار را گزید !
… … از مرغ برایش سوپ درست کردند !
گوسفند را برای عیادت کنندگان سر بریدند !
گاو را برای مراسم ترحیم کشتند .
و در این مدت موش از سوراخ دیوار نگاه می کرد و به مشکلی که به دیگران ربط نداشت فکر میکرد





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 13 مهر 1391 :: نویسنده : ائلشن

3 داستان خنده دار و بامزه

چندسال پیش یک روز …

چندسال پیش یک روز جلوی تلویزیون دراز کشیده بودم، فوتبال نگاه می کردم و تخمه می خوردم.

ناگهان پدرو مادر و آبجی بزرگ و خان داداش سرم هوار شدند و فریاد زدند که:« ای عزب! ناقص! بدبخت! بی عرضه! بی مسئولیت! پاشو برو زن بگیر ».

رفتم خواستگاری ؛ دختر پرسید: « مدرک تحصیلی ات چیست »؟ گفتم:« دیپلم تمام »!

گفت:« بی سواد! امل! بی کلاس!پاشوبرو دانشگاه ».

رفتم چهار سال دانشگاه لیسانس گرفتم ……برگشتم؛ رفتم خواستگاری؛ پدر دختر پرسید:« خدمت رفته ای »؟

گفتم:« هنوز نه »؛ گفت:« مردنشده نامرد! بزدل! ترسو! سوسول! بچه ننه! پاشو برو سربازی ».

رفتم دو سال خدمت سربازی را انجام دادم برگشتم؛ رفتم خواستگاری؛ مادر دختر پرسید:« شغلت چیست »؟

گفتم: « فعلا کار گیر نیاوردم »؛ گفت:« بی کار! بی عار! انگل اجتماع! علاف! پاشو برو سر کار ».

رفتم کار پیدا کنم؛ گفتند:« سابقه کار می خواهیم »؛ رفتم سابقه کار جور کنم؛ گفتند:« باید کار کرده باشی تا سابقه کار بدهیم ».

دوباره رفتم کار کنم؛ گفتند: « باید سابقه کار داشته باشی تا کار بدهیم».

برگشتم؛ رفتم خواستگاری؛ گفتم: « رفتم کار کنم گفتند سابقه کار، رفتم سابقه کار جور کنم گفتند باید کار کرده باشی ». گفتند:« برو جایی که سابقه کار نخواهد ».

رفتم جایی که سابقه کار نخواستند. گفتند:« باید متاهل باشی ».

برگشتم؛ رفتم خواستگاری؛ گفتم:« رفتم جایی که سابقه کار نخواستندگفتند باید متاهل باشی ».

گفتند:« باید کار داشته باشی تا بگذاریم متاهل شوی ».
رفتم؛ گفتم:«باید کار داشته باشم تا متاهل بشوم».
گفتند:« باید متاهل باشی تا به توکار بدهیم ».

برگشتم؛ رفتم نیم کیلو تخمه خریدم دوباره دراز کشیدم جلوی تلویزیون و فوتبال نگاه کردم!

———————————————————————————





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 12 مهر 1391 :: نویسنده : ائلشن
بچه ها درعین سادگی به دلیل اینکه هیچ گونه پیش زمینه فکری در خصوص مسائل مختلف ندارند دیدگاه های منحصربه فرد و گاهی عمیقی نسبت به برخی موضوعات دارند از این به بعد قرار است از طریق زنگ انشا  با دیدگاهی کودکانه به مباحث نگاه کنیم:

به نام خدا

موضوع انشا: اینترنت چیست؟

بانام و یاد خدا انشای خود را آغاز می کنم. معلم به ما گفت در مورد اینترنت بنویسیم. من از اینترنت خیلی سرم می شود و در خانه مان اینترنت پرسرعت داریم.

اینترنت کاربرد های بسیار بسیار بسیار فراوانی دارد. مامان ,بابا, برادر و خواهر من از اینترنت خیلی استفاده می کنند. هر وقت برادرم پای اینترنت می نشیند همه اش مواظب است کسی به کامپیوتر نزدیک نشود و خیلی خیلی به حریم خصوصی اعتقاد دارد. هیچ وقت به من یاد نمی دهد که چه کار می کند، می گوید بزرگ می شوی یاد می گیری.

خواهرم همه اش به سایت های مختلف سر می زند و موقعی که پشت کامپیوتر می نشیند که تحقیقات دانشگاهی اش را انجام دهد یه حرف هایی می زند که نمی شود در انشا نوشت اما همه اش به سرعت اینترنت مربوط می شود.

ما اینترنت پرسرعت داریم ولی هر وقت می خواهم به سایت باشگاه مورد علاقه ام سربزنم باید مدتها صبر کنم، آخر پشت سر هم پیغام خطا می دهد برادرم می گوید مربوط به سرعت است و با چراغ نفتی کار می کند.

من نمی دانم حالا که برق آمده چرا کاری نمی کنند اینترنت هم برقی شود.

خواهرم می گوید کابل با کشتی قطع شده و دارند تعمیر می کنند. کاش این کشتی ها می فهمیدند ما کار داریم قبض آب،برق، گاز تلفن و ... باید اینترنتی پرداخت شود. دانشگاه ها اینترنتی ثبت نام می کنند و تازگی هر کاری می خواهی بکنی می گن از طریق سایتمان اقدام کنید، اما نمی شود.

پدرم می گوید همه تقصیر ها به گردن اینترنت ملی است و اگر راه بیفتد فاتحه اینترنت خوانده است. من نمی دانم اینترنت ملی یعنی چه اما می دانم مردن چیز بدی است خدا کند اینترنت نمیرد وگرنه من دیگرنمی توانم بازی کنم و عکس ببینم.

این بود انشای من.

شین کاف





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



S A L I J O O N

 

 

 

2S A L I J O O N

 


 

 

 

3S A L I J O O N

 


 

 

4S A L I J O O N

 


 

 

5S A L I J O O N

 


 

 

6S A L I J O O N

 


 

 

7S A L I J O O N

 


 

 

8S A L I J O O N

 


 

 

9S A L I J O O N

 


 

 

11S A L I J O O N

 


 

 

12S A L I J O O N

 


 

 

13S A L I J O O N

 


 

 

14S A L I J O O N

 


 

 

15S A L I J O O N

 


 

 

16S A L I J O O N

 

   

17S A L I J O O N

 


 

 

18S A L I J O O N

 


 

19S A L I J O O N

 


 

 

20S A L I J O O N

 


 

 

21S A L I J O O N

 


 

 

22S A L I J O O N

 


 

23S A L I J O O N

 


 

 

24S A L I J O O N

 


 

 

25S A L I J O O N

 


 

 

26S A L I J O O N

 


 

 

27S A L I J O O N

 


 

 

28S A L I J O O N

 


 

 

29S A L I J O O N

 


 

 

30S A L I J O O N

 


 

 

31S A L I J O O N

 


 

 

32S A L I J O O N

 


 

 

33S A L I J O O N

 


 

 

34S A L I J O O N

 


 

 

35S A L I J O O N

 


36S A L I J O O N

 


 

 

37S A L I J O O N

 


 

 

38S A L I J O O N

 


 

 

39S A L I J O O N

 


 

 

41S A L I J O O N

 


 

 

42S A L I J O O N

 


 

 

43S A L I J O O N

 


 

 

44S A L I J O O N

 


 

 

45S A L I J O O N

 


 

 

46S A L I J O O N

 


 

 

47S A L I J O O N

 


 

 

48S A L I J O O N

 


 

 

49S A L I J O O N

 


 

 

50S A L I J O O N





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 11 مهر 1391 :: نویسنده : ائلشن

گام هایم خالی از همه نامردی ست


گام هایم خالی از همه نامردیست

به تن تشنه ی شهر گام هایم جاری ست

با همه رنج مرنجم از همه کس

یا نمیرانم من شوق بادبادک بازی از دل کودک این کوهساران


گام های خالی از همه نامردی ست

ولی اکنون نامردی سر ز تن بیرون است

گام هایم خالی از همه نامردی ست

ولی اکنون به جابی نامردی می کشم رنج به هر جور و زمان

که همه روح و تنم از هم سواست


گام هایم خالی از همه نامردی ست


ولی از بخت و شناس ذره ای ذر نکشد به دل اشفته ام


گام هایم خالی ز همه نامردی ست


که نمیرد وجدان که بماندد مردی

گام هایم خالی از همه نامردی ست


به امید روز ی که در دنیا باش اثری از مردی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 7 مهر 1391 :: نویسنده : ائلشن

سلام


دومین وبلاگ من با نامٍَََََََََََََََََََََََََ



آزاد یوردوم شروع بکار  کرد؟







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 8 )    ...   3   4   5   6   7   8   
آزاد
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : ائلشن
نویسندگان
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
----------------

ساخت فلش مدیا پلیر
----------------------

Html Kodları
----------------

--------------------------
Günlük Burç
---------------- -------------------


                    
 
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو