سه شنبه 4 مهر 1391 :: نویسنده : ائلشن
قهوه دانه فولادی برای گرم نگهداشتن نوشیدنی



آیا برای شما دمای قهوه هنگام نوشیدن مهم است؟ اینکه زیاد داغ نباشد و آنقدر هم سرد نشده باشد؟ اگر پاسخ تان مثبت است این دانه های فلزی قهوه که طراحی زیبایی هم دارند مشکل تان را حل می کنند. ‏

دو جوان حدود ۹ ماه روی ساخت این گجت گرم نگهدارنده قهوه کار کرده اند و حالا نام اش را ژولی (Joulies) گذاشته اند. کافی است یکی دو تا از آنها را به ماگ قهوه تان اضافه کنید. اگر نوشیدنی بیش از حد داغ باشد ژولی ها حرارت اضافه را از قهوه جذب می کند و در خودش نگه داری می کند. داخل این دانه های فلزی، ماده مخصوصی قرار گرفته که حرارت قهوه را سه برابر سریع تر از معمول جذب می کند و آن را به دمای مناسب می رساند. ‏

بعد از آن هم ژولی ها وظیفه نگه داشتن قهوه تا دمای مناسب را به عهده دارند و سازندگان اش می گویند نوشیدنی شما تا ۳ ساعت در دمای مناسب باقی می ماند. ‏




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 4 مهر 1391 :: نویسنده : ائلشن
زن جوانی در سالن فرودگاه منتظر پروازش بود. چون هنوز چند ساعت به پروازش باقی مانده بود، تصمیم گرفت برای گذراندن وقت کتابی خریداری کند. او یک بسته بیسکوئیت نیز خرید و برروی یک صندلی نشست و درآرامش شروع به خواندن کتاب کرد... .

مردی در کنارش نشسته بود و داشت روزنامه می‌خواند.

وقتی که او نخستین بیسکوئیت را به دهان گذاشت، متوجه شد که مرد هم یک بیسکوئیت برداشت و خورد. او خیلی عصبانی شد ولی چیزی نگفت.

پیش خود فکر کرد: «بهتر است ناراحت نشوم. شاید اشتباه کرده باشد.»

ولی این ماجرا تکرار شد. هر بار که او یک بیسکوئیت برمی‌داشت ، آن مرد هم همین کار را می‌کرد. این کار او را حسابی عصبانی کرده بود ولی نمی‌خواست واکنش نشان دهد.

وقتی که تنها یک بیسکوئیت باقی مانده بود، پیش خود فکر کرد: «حالا ببینم این مرد بی‌ادب چکار خواهد کرد؟»

مرد آخرین بیسکوئیت را نصف کرد و نصفش را خورد.

این دیگه خیلی پرروئی می‌خواست!

او حسابی عصبانی شده بود.

در این هنگام بلندگوی فرودگاه اعلام کرد که زمان سوار شدن به هواپیماست. آن زن کتابش را بست، چیزهایش را جمع و جور کرد و با نگاه تندی که به مرد انداخت از آنجا دور شد و به سمت دروازه  اعلام شده رفت. وقتی داخل هواپیما روی صندلی‌اش نشست، دستش را داخل ساکش کرد تا عینکش را داخل ساک قرار دهد و ناگهان با کمال تعجب دید که جعبه  بیسکوئیتش آنجاست، باز نشده و دست نخورده!

خیلی شرمنده شد!! از خودش بدش آمد ... یادش رفته بود که بیسکوئیتی که خریده بود را داخل ساکش گذاشته بود.

 

آن مرد بیسکوئیت‌هایش را با او تقسیم کرده بود، بدون آن که عصبانی و برآشفته شده باشد...

 

در صورتی که خودش آن موقع که فکر می‌کرد آن مرد دارد از بیسکوئیت‌هایش می‌خورد خیلی عصبانی شده بود. و متاسفانه دیگر زمانی برای توضیح رفتارش و یا معذرت‌خواهی نبود




نوع مطلب :
برچسب ها : حکایت های جالب، فرودگاه، بیسگویت،
لینک های مرتبط :


منوچهر احترامی داستان نویس كودكان و نوجوانان بود كه در اسفند 87 دیده از جهان فروبست


متن زیر داستان كوتاهی از اوست

 

مارها قورباغه ها را می خوردند و قورباغه ها غمگین بودند

قورباغه ها به لك لك ها شكایت كردند

لك لك ها مارها را خوردند و قورباغه ها شادمان شدند

لك لك ها گرسنه ماندند و شروع كردند به خوردن قورباغه ها

قورباغه ها دچار اختلاف دیدگاه شدند

عده ای از آنها با لك لك ها كنار آمدند و عده ای دیگر خواهان باز گشت مارها شدند

مارها باز گشتند و همپای لك لك ها شروع به خوردن قورباغه ها كردند

حالا دیگر قورباغه ها متقاعد شده اند كه برای خورده شدن  به دنیا می آیند

تنها یك مشكل برای آنها حل نشده باقی مانده است





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 4 مهر 1391 :: نویسنده : ائلشن

یادمان باشد که ،

من می‌‌توانم خوب، بد، خائن، وفادار، فرشته‌خو یا شیطان‌ صفت باشم ،

من می توانم تو را دوست داشته یا ازتو متنفر باشم،

من می‌توانم سکوت کنم، نادان و یا دانا باشم،

چرا که من یک انسانم، و این‌ها صفات انسانى است.

و تو هم به یاد داشته باش:من نباید چیزى باشم که تو می‌خواهى ، من را خودم از خودم ساخته‌ام،

 تو هم به یاد داشته باش

منى که من از خود ساخته‌ام، آمال من است،

تویى که تو از من می سازى آرزوهایت و یا کمبودهایت هستند.

لیاقت انسان‌ها کیفیت زندگى را تعیین می‌کند نه آرزوهایشان

و من متعهد نیستم که چیزى باشم که تو می‌خواهى

و تو هم می‌توانى انتخاب کنى که من را می‌خواهى یا نه

ولى نمی‌توانى انتخاب کنى که از من چه می‌خواهى.

می‌توانى دوستم داشته باشى همین گونه که هستم، و من هم.

می‌توانى از من متنفر باشى بى‌هیچ دلیلى و من هم ،

چرا که ما هر دو انسانیم.

این جهان مملو از انسان‌هاست ،

پس این جهان می‌تواند هر لحظه مالک احساسى جدید باشد.

تو نمی‌توانى برایم به قضاوت بنشینى و حکمی صادر کنی و من هم،

قضاوت و صدور حکم بر عهده نیروى ماورایى خداوندگار است.

دوستانم مرا همین گونه پیدا می کنند و می‌ستایند،

حسودان از من متنفرند ولى باز می‌ستایند،

دشمنانم کمر به نابودیم بسته‌اند و همچنان می‌ستایندم،

چرا که من اگر قابل ستایش نباشم نه دوستى خواهم داشت،

نه حسودى و نه دشمنى و نه حتی رقیبى،

من قابل ستایشم، و تو هم......





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 4 مهر 1391 :: نویسنده : ائلشن
به تو سلام می کنم غم تمام می کنم
 از تو شروع می شوم ،تو را کلام می کنم

منبع :فواد صادقیان
دانلود  مجموعه ترانه یک وجب دلواپسی






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 4 مهر 1391 :: نویسنده : ائلشن


آهای اسب بی‌سوار
رجز برای كه می‌خوانی
رستم قرن‌هاست كه رفته است

***

تفكر، گاهی
راهی است برای فرار از خود
و رسیدن به میزی
كه انباشته از بی‌نقشی است

***

هی لب‌هایت همیشه به لبخند!
قیامت همین جاست
درست
میان لب‌های تو

***

انتقادم به درخت
همیشه این بوده كه یادكده خوبی نیست
كاش می‌شد
خاطره اولین سیب را
از شاخه پرسید





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


*سوگواری برای سیاوش اولین نمایش ایرانیان

در ایران باستان نیز نشانه‌هایی از وجود هنر نمایش دیده می‌شود یکی از این نشانه‌ها مراسم سوگواری برای سیاوش است. سیاوش فرزند یکی از پادشاهان ایرانی است که به دلیل اختلاف با پدرش به سرزمین دشمن پناهنده می‌شود. دشمن ابتدا او را می‌پذیرد و سیاوش داماد خانواده تورانیان می‌شود ولی بعدها به خاطر حسادت و کینه دشمنان سرش را می‌برند. پس چون خون او بر زمین می‌ریزد، گیاه سبزی از آن می‌روید.

در کتاب‌های تاریخی آمده است که پس از این واقعه تلخ مردم ،‌مطربان و قوالان هر سال در شهر بخارا مراسم عزاداری برای سیاوش برگزار می‌کنند و قدمت آن به بیش از 2500 سال می‌رسد.

دومین نشانی از این مراسم یک نقاشی دیواری است که در نزدیکی شهر سمرقند یافت شده و متعلق به سه قرن پیش از میلاد مسیح است. این نقاشی در کتابی به نام باستان شناسی در اتحاد جماهیر شوروی به چاپ رسیده است.

 

نقاشی دیواری زاری بر مرگ سیاوش

 

در این تصویر می‌بینیم که مردان و زنان پیراهن دریده‌اند و به سر و سینه خود می‌زنند. یک عماری بر دوش چند نفر است. اطراف عماری باز است و سیاوش یا شبیه او در آن خوابیده است. گمان می‌رود که قوالان داستان تاثیربرانگیز زندگی و مرگ سیاوش را حکایت می‌کنند. و مردم را به گریه کردن وامی‌دارند. در این بین زندگی سیاوش را نیز شبیه‌سازی می‌کنند.

 





نوع مطلب :
برچسب ها : سوگواری برای سیاوش اولین نمایش ایرانیان،
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 8 )    ...   5   6   7   8   
آزاد
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : ائلشن
نویسندگان
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
----------------

ساخت فلش مدیا پلیر
----------------------

Html Kodları
----------------

--------------------------
Günlük Burç
---------------- -------------------


                    
 
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو